طی برف سنگین و سرمای سهمگین چندین روز اخیر استان گیلان ، دانشگاه گیلان زیر برف مدفون گشته است .
اینم از شنگولستان که تو این برف و بوران و کوران به این شمایل بدل گشته ... ( ولی ای ول به اتوبوس داخلی که در این برف و سرما همچنان وظیفه ی خطیر حمل و نقل موجودات شنگول این شنگولستان را بر دوش دارد ) ۱
از تمامی هموطنان عزیز طلب مساعدت می شود .
و اکنون که شنگولستانمان یخ زده است شما می گویید ما چه کار کنیم ؟
و اکنون که تنها محفل دانش اندوزی ما نوگلان شنگول زیر این برف مدفون گشته است شما می گویید ما چه کار کنیم ؟
و اکنون که ما دیگر ماوایی برای تعلیم نداریم شما می گویید ما چه کار کنیم ؟
و اکنون که ما این باغ علم را از دست داده ایم شما می گویید ما چه کار کنیم ؟
و شما هر چه بگویید کماکان قادر نیستید این بار غم و اندوه را از دوشمان بردارید ، چرا که از همان روز که نمی دونم کی تصمیم گرفت این بنده های گناه کار خداوند تا پایان دی به امتحاناتشان پایان بخشند و از روز نخست بهمن بر سر درس و مشق و کلاسشان بروند ، من می دانستم این مهم امکان پذیر نیست مگر با لطف و اراده ی خداوند و لطف و اراده ی خداوند بر این بود که فقط برای در آوردن حرص ما شنگولان درِ شنگولستان را در مجله تخته کنند و این مشت محکمی باشد بر دهان هم او که می گوید با این برف و سرما چه کنیم ؟!!!
پی نوشت . سوسو! امتحانامون رفتن تا بعد از کنکور ارشد !!! ( البته می دانیم که شما می دانید ما تا چه حد از این پیشامد سوگواریم .)




